هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

232

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

على در خيبر پيامبر پس از صلح حديبية ، تا حدودى نسبت به سرنوشت دعوت خود از سوى قريش و اعرابى كه همچنان بر شرك خود مانده بودند ، اطمينان حاصل كرد نتايج اين صلح همچنانكه گفتيم به سود مسلمانان بود و بر اثر آن ، بنا به تعبير برخى راويان ، خلق بسيارى به اسلام گرويدند و تو گويى اعراب درك كرده بودند كه قريش با اينهمه قدرت و نيرو و نفوذى كه دارد ، در پيش گرفتن زور با وى ، با شكست مواجه شده است . بند بند پيمان صلح حديبية و شرايط آن چيزى جز تسليم در برابر واقعيتها نبود و بعيد نيست كه همين پديده يكى از بارزترين علل اقبال اعراب به اسلام در آن سال ، به شمار مىآمده است . ولى على رغم اطمينان پيامبر از سرنوشت دعوت خود و آرامش خيالى كه از اين جهت پيدا كرده بود او همچنان مراقب يهوديان خارج از مدينه بود و همواره بيم خيانت و مفسده‌جويى از سوى آنان داشت و هر احتمالى را در اين جهت ، به حساب مىآورد و بعيد نمىدانست يهوديانى كه تاريخ طولانى آنها حكايت از خيانتكارى فطرى و پيمان‌شكنى دارد از سوى كشورهاى هم‌مرز حجاز ، برانگيخته شوند و نيرو دريافت دارند تا انتقام برادرانشان بنى قريظه ، بنى النضير و بنى قيقاع را بگيرند . بيشتر منابع حكايت از آن دارند كه پيامبر هنوز يك ماه از بازگشت از حديبية به مدينه ، سپرى نشده بود كه به يارانش فرمان داد تا در اسرع وقت ، آماده اشغال خيبر شوند ، طى تنها چند روز مسلمانان آمادهء اين كار شدند و او با هزار و ششصد جنگجو از مدينه خارج شد و پرچم را به امير المؤمنين على ( ع ) سپرد و به سوى خيبر ،